آپارتمان نشینی
آپارتمان نشینی وتنوع فرهنگی
در پرداختن به موضوع سکونت و به خصوص آپارتمان نشینی و فرهنگ آن در ابتدا لازم است به تفاوت میان جوامع چند دهه گذشته و جوامع کنونی در باب سکونت و حریم های متعلق به ساکنین آن اشاره کنیم. چند دهه پیش افراد در فاصله هایی بیشتر با یکدیگر زندگی می کردند و جز در نقاط مشخصی با یکدیگر وارد تماس نمی شندند و عموما تمام فضای خانه حریم خصوصی اعضاء بوده که بالتبع آرامش بیشتری در زندگی ها وجود داشته. اما انباشت جمعیتی بسیار زیاد دوران امروزی سبب شده که نوع خاصی از سازمان یافتگی سکونتی مورد نیاز باشد و همین امر خود سر منشاء بسیاری از روابط اجتماعی و فرهنگی است. چراکه روند رو به رشد جمعيت و بزرگ شدن جوامع و هزینه های رو به تزاید آن، توان اقتصادی خانواده ها، افزایش جمعیت شهری، كمبود زمین مناسب و... اكثر فضاهاي مسكوني را به سمت کوچک شدن و مردم را به سمت زندگی عمودی یا آپارتمان نشینی سوق داده است. نتیجه این زندگی عمودی در سبک و نوع زندگی افراد به ترتیبی است که آنها باید به صورت هایی هر چه پیچیده تر زندگی و سلایق و برنامه های خود را با دیگران تنظیم و هماهنگ کنند در غیر این صورت باید شاهد ایجاد و رشد تنش های هر چه بیشتری در زندگی خود و در نظام اجتماعی باشند . حال که زندگی عمودی یا آپارتمان نشینی بالاجبار روزبه روز روبه افزایش است شناخت مسائل و مشكلات فرهنگی و اجتماعی ناشی از این گونه سكونت سبب می شود تا با اتخاذ تدابیر صحیح به رفع و اصلاح این شیوه جدید از سكونت دست یابیم. به لحاظ اجتماعی مشكلات ناشی از شیوه سكونت آپارتمان نشینی را می توان متأثر از عوامل متعددی دانست. در این سبك زندگی چهار پدیده اجتماعی به وضوح دیده می شود
فاصله اجتماعی
اولین معضلی است كه فرد با آن روبه رو است. بدین معنا كه افراد در كنار هم زندگی می کنند اما با هم ناشناس و غریبه اند و ارتباطی با هم ندارند. دیوارهای چندسانتی زندگی آنها را از هم جدا كرده، صدای افراد از پشت این دیوارها به گوش می رسد اما آنها از حال و روز همدیگر بی خبرند. چرا كه هر چند از لحاظ مكانی بسیار به هم نزدیك اند اما از لحاظ اجتماعی فاصله زیادی با هم دارند.
حاشیه نشینی و مزاحمت های ناآگاهانه
در اثر انتقال شیوه زندگی از خانه های تک واحدی به آپارتمانی حاصل می شود و افراد به جای دارا بودن فرهنگ شهروندی، آپارتمان نشینانی می شوند كه از زندگی سابق رخت بربسته اند اما با فرهنگ جدید غریبه بوده و به اصطلاح به شهروند تبدیل نمی شوند لذا در این انتقال زندگی دچار تضاد و تناقض گشته و به حاشیه نشینی فرهنگی روی می آورند که نتیجه آن بی تفاوتی و عدم مشاركت و پذيرش مسئوليت در زندگي جمعي در آپارتمان است. آنها هر چند در ظاهر از زندگی سابق دست كشیده اند اما فرهنگ و مناسبات آن را با خود حمل كرده و به آپارتمان آورده اند. هنوز برای بسیاری از مردم ما روشن نیست که مرزها و حریم ها در آپارتمان ها و در خانه های تک واحدی کاملا متفاوت است. افراد دائما برای یکدیگر مزاحمت ایجاد می کنند یکدیگر را آزار می دهند بدون آنکه قصد چنین کاری را داشته باشند. مردم ما اگرچه از خانه هاى حياط دار به آپارتمان هاى چندين طبقه كوچ كرده اند. اما نمى توانند در خانه هاى خود آرام بگيرند يا از مزاحمت همسايگان ديگر در عذاب هستند و يا موجب مزاحمت همسايگان ديگر مى شوند و حرفشان هم اين است كه چارديوارى، اختيارى و شايد هم به اين دليل است كه از سكونت در آپارتمان ناراضى به نظر مى رسند.
تنوع فرهنگی
در این مجتمع ها افراد از مناطق گوناگون با فرهنگ و آداب ویژه ای گردهم آمده اند و دارای خرده فرهنگ های مختلفی می باشند. این تنوع فرهنگی با وجود داشتن نقاط مثبت در برخی از مجتمع های آپارتمانی به علل گوناگون به تضاد فرهنگی منجر شده است. تا جایی كه این تضاد باعث می گردد برخی از افراد پس از مدتی زندگی در همسایگی همدیگر با دعوا و درگیری این مجتمع ها را ترك كنند و اختلافات و كشمكش های زیادی را بین ساكنین مجتمع های آپارتمانی به وجود بیاورند. البته این مسئله در میان مجتمع هایی كه ساكنان آنها از لحاظ فرهنگی مشابه و از پایگاه اقتصادی و اجتماعی یكسان برخوردارند كمتر دیده می شود.
گستردگی فضای مشترک زندگی
در واحدهای آپارتمانی اشتراک فضاهای زندگی و نزدیكی دیوارها به همدیگر در پاره ای از مواقع احتمال دخالت افراد در زندگی دیگران را افزایش می دهد. به خصوص در جامعه ما كه بسیاری از افراد به زندگی كدخدامنشی عادت كرده و دخالت در كار دیگران را وظیفه خودمی دانند و یا این كار را به نیت خیر انجام می دهند بدون اینكه كسی از آنها برای چنین كاری درخواستی به عمل آورده باشد. فلذا همین نزدیكی فضای فیزیكی گاهی اوقات بگومگوهای داخل خانواده ها را به سبب دخالت نابجای افراد به جاهای باریك كشانده و اساس خانواده ها را با معضل روبه رو می سازند. این تضادها و ناهمگوني ها، خانواده ها را بعنوان ساكنين آپارتمان در معرض آسيب هاي اجتماعي فراواني قرار مي دهد. در یک چشم انداز بیست تا پنجاه ساله تقریبا اکثریت قریب به اتفاق شهر ما را مجتمع های آپارتمانی در بر می گیرند، به همین دلیل باید برای این گذار سکونتی از خانه نشینی به آپارتمان نشینی و نوع رفتارهای ساکنین آن راه حل هایی در نظر بگیریم. واقعیت آن است که آپارتمان نشسینی با سرعتی باور نکردنی و تنها در طول چند سال اتفاق افتاده و مردم طبعا فرصت ایجاد فرهنگی مناسب با آن را نداشته اند و ما همچنین فرصتی را نداریم که این فرهنگ به مرور بوجود آید؛ باید هر چه زودتراین فرهنگ را ساخته به مردم خود بیاموزیم. این امر را می توان در بسیار ی موارد از طریق یک برنامه آگاه سازی گسترده و وضع قوانین و ضوابط و البته اجرایی کردن آنها حل کرد. آموزش زندگی عمودی و در كل آموزش فرهنگ شهروندی به ساكنان این مجتمع ها از طریق وسایل ارتباط جمعی مخصوصا رسانه ملی می توانند در این زمینه نقش فعالی ایفا كند. البته نباید از نظر دور داشت که انطباق فرهنگ آپارتمان نشيني در بين خانواده ها کاری است دشوار اما مي توان از امتياز اسلامي بودن جامعه مان استفاده كنیم. زیرا فرهنگ حاكم بر انديشه ما فرهنگي است اسلامي و اسلام در تمام زمينه ها وخصوصا برخورد با همسايه راهكارهاي مناسبي ارائه می کند .
باتشکر ازآقای مصطفی بالاوردی